تبليغاتX
اقامت

اقامت

کسی می آید...؟

سفر - جاده

سلام...

 

مدتي شد!

 

 سفر، جاده.

 

 

 

 

 

" نگاهم رفت تا آسمان

                            با دود سيگار،

 

                 وقت كم رمق بدرود امروز.

 

تير مشبك فلزي برق

عكس مرگ

 و تكه اي از يك پرواز آويزان

 

قرص هاي رنگي

 

و

 وفا داري يك سردرد قديمي."

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم شهریور 1386ساعت 18:47  توسط رهگذر  | 

Contrast

سلام...

 خیلی سعی کردم معادلی خوب برای اين متن پيدا كنم اما نشد.

 

پس فارسي مي نويسيم كنتراست و آن را پاس مي داريم. اصولا هر چه باشد پاس مي داريم و شايد چند سده بعد تر برايش امامزاده هم بسازند و بشود قابل ستايش.

 

مانا بمانيد.

 

رهگذر.

 "

براي سياهي اش نبود.

شب هنگام،

 

كلاغ را،

روشني سينه اش به سنگسار مترسك ها برد"

+ نوشته شده در  شنبه سوم شهریور 1386ساعت 11:32  توسط رهگذر  |