سکوت
سلام...
سکوت!
قدیم:
يك طنز ناب
مثل هم بستري ستاره اي شش گوش
با درخت زيتون
يا
رخوت هلال هاي بي دليل
ميان سبز وسفيد و خون
يك طنز ناب
مثل درد زايمان
براي من
لابلاي سطر هاي بكر
در بكارت جنون
يك طنز ناب
مثل هم رنگي لباس تو
و برگ برگ يك درخت
يا
تشابه لذت دندان و سيب
با صداي قاچ خوردن سينه ي من از گلوله ات
و باز يك طنز ناب
مثل يك اخبار ناب
در شهر خواب
"يك نفر از اوباش اغتشاش، بي دليل مرد"
نه!
" مرده شد
يك دانشجو
در لباس كرد
............................................
جدید:
خانه دیگر نیست.
یک بنفشه زیر پوتین جا ماند،
یک شقایق رویید.
خانه دیگر نیست،
هست آباد نیست.
پیچکی آرام، اما، دور دیواره ی این متروک، می روید.
مانا بمانید
رهگذر
+ نوشته شده در یکشنبه هشتم شهریور 1388ساعت 18:49  توسط رهگذر
|